تبليغاتX
خیلی i love you


<-PostDate->

آخرین سلام - اولین خداحافظی

آخرین سلام - اولین خداحافظی

به خاطر همه ی خواب های خودمان

رویاهای نشکفته ای که در فاصله ی سلام ها و خداحافظی ها زیر تگرگ می مانند و بهانه هایی که بوی باران می دهند...

 

آخرین خداحافظی

همیشه ، بهانه ی اولین سلام است

آخرین سلام

بهانه ی اولین خداحافظی

به سکوت قسم

که بی بهانه ی رفتن می شوی

اگر کلامی از من

پژواک تمنایت نباشد

اگر دستی در آستانه ی در

آمدنت را دعا نکند

و اگر هوایی حوالی خوابهایت

بارانی نشود.

 

سلام من به تو یار قدیمی    منم همون هوادار قدیمی

هنوز همون خراباتی و مستم       ولی بی تو سبوی می شکستم

همه تشنه لبیم ساقی کجایی     گرفتار شبیم ساقی کجایی

اگه سبو شکست عمر تو باقی        که اعتبار می تویی تو ساقی

 

دیگه کار من نیست.

همه میدونن که عاشقی کار دله    

گناه من نیست تقصیر دله

هر کسی واسه کارش دلیل داره شما هم شاید کارت دلیل خاصی داشت منم خودم و با کوچیکترین کلمه ای راضی میکنم.یادته گفتی بند بند وجودت چی میگفت؟ یادته میگفتی موقع هر کاری جلو چشمت بودم حتی وقت غذا خوردن؟ یادته نوشتی بعد از خدا از... . دیگه به این چیزا فکر نکن.

اما من که دلیلی ندارم با بی دلیلی خودم جیکار کنم. با دلیل بی دلیلی باید از اینجا برم؟ باشه هر جور شما راحتین.

راستی چرا همه مشکلات با هم سراغ ادم میان؟ میگن کسی که بیشتر میخنده از همه غمش بیشتره شاید اینم دلیل خنده های من بود. چقدر دوست دارم بخوابم یه خواب همیشگی و راحت که کسی دیگه بیدارم نکنه.

 

این بازی زمونست آخه منم جوونم    همه میگن دیوونست اینو خودم میدونم

 

 

 

دل بريدم از تمام زندگي
در تو گم گشتم به نام زندگي
با تو بودن شد برايم هر نفس
معني ناب كلام زندگي
موج خواهش هاي تو اما كشيد
عاقبت ما را به كام زندگي

 

خیلی حرف دارم بزنم و بنویسم. اما چه فایده.فقط میدونم باید خداحافظی کنم. هیچ دلیلی دیگه نمیتونه من و به جودم بیاره و همون آدم اولم کنه.

چرا هر کی میبینتم میگه چرا اینقدر شکسته و ضعیف شدی؟ نمیدونم چرا تیک عصبی ما به چشممون زده و چشمم میپره.چقدر خوبه آدما خودشون رو با قرص آروم میکنن. بعضی وقتا از زور درد سرم قرص میخورم.

یه درد سوزنی.

خدایا شکرت.

حتما اگه با من میموندی نمیتونستم خوشبختت کنم ایشالله خوشبخت شی.

 

اهای اهالی شهر حرف و سخن ریاده   حال همه گرفتست  درد دلا زیاده  تا به کسی میرسی ناله و دلواپسی وقتی میپرسی چرا داد میزنه بیکسی

ای خدای من این دنیا من و واسه چی میخواست.

رفتم پیش دوستم . بعد چند سال حالا یه مکانیکی زده. تو دبیرستان کار میکرد تا خرج تحصیلشو بده اما شاگرد اول کلاس نتونست به خاطر مشکل مالی دانشگاه بره . رفت پایین شهر و شروع کرد به کار . یکی از بچه هام دانشگاه رو ول کرد و اومد پیش رفیقش با هم مکانیکی زدن. غافل از این که بابای پسرک سرطان خون گرفته خرج خانواده رو دوششه... . حالا باباشو دکتری جواب کردن. دوست داشت بابای جوونشو ببره مشهد اما نمیتونست. رفتیم خونه. وای خدای من این جوونا چرا اینجوری شدن از دود که بدشون میومد. اینا که عند مذهب بودن. حالا... .

آره شاید ادم رو آروم میکرد اگه مصرف نکنه شاید دق کنه .

داشتم کم کم از دستشون گریه میکردم. خودم و یادم رفت اون یکی از نامزدش گفت رفته واسش هدیه گرفته ببره شهرستان. بازم بدتر شدم. میگفت منم شکسته شدم سنم بالا رفته. یه نگاه به خودم کردم. تو عکس چقدر خوش هیکل بودم اما الان.

خدا به دادشون برسه. خدایا نکنه اینا با این همه بدبختی ... .

ولش کن چه لزومی داره تعریف کنم.

 

کاش بخوابم.راحت راحت راحت.

خسته شدم از درس و کارو حتی زندگی. یا شاید خستم کردن

 

 (هميشه غمگين ترين و رنج آور ترين لحظات زندگي آدم توسط همون کسي ساخته مي شه که شيرين ترين و به ياد موندني ترين لحظات رو براي آدم ساخت)

 

 

میدونی اون اولا چه فکری میکردم وقتی جواب تلفن و پیغامام رو نمیدادی؟ وای خدا اون روزا رو برنگردونه.

یه ازت پرسیدم اگه من اینجا بمیرم تو چیکار میکنی؟ جوابتو یادته؟منم میام بغلت بات میمیرم.

چه احمق بودم من.

ول کن بیخیال ما. برم پیش امام رضا شکایت میکنم از این دنیا شاید من ورو ببره.

اومدم خداحافظی کنم کاری که شما نکردی. اومدم که برم. تقریبا بعد دو ماه انتظار ... .

 

این بازی زمونست آخه منم جوونم     

 همه میگن دیوونست اینو خودم میدونم

 

تقدیم به زیباترین گل که با رفتنش باعث خشک شدن ریشه وجودم شد

 

مواظب خودت باش.

خدانگهدار


|+| نوشته شده توسط mostafa|

گل خشكيده

بر نگه سرد من به گرمي خورشيد

مي نگرد هر زمان دو چشم سياهت

تشنه ي اين چشمه ام، چه سود، خدا را

شبنم جان مرا نه تاب نگاهت

 

جز گل خشكيده اي و برق نگاهي

از تو در اين گوشه يادگار ندارم

زان شب غمگين كه از كنار تو رفتم

يك نفس از دست غم قرار ندارم

 

اي گل زيبا، بهاي هستي من بود

گر گل خشكيده اي ز كوي تو بردم

گوشه ي تنها، چه اشك ها كه فشاندم

وان گل خشكيده را به سينه فشردم

 

آن گل خشكيده، شرح حال دلم بود

از دل پر درد خويش با تو چه گويم؟

جز به تو، از سوز عشق با كه بنالم

جز ز تو، درمان درد، از كه بجويم؟

 

من، دگر آن نيستم، به خويش مخوانم

من گل خشكيده ام، به هيچ نيرزم

عشق فريبم دهد كه مهر ببندم

مرگ نهيبم زند كه عشق نورزم

 

پاي اميد دلم اگر چه شكسته است

دست تمناي جان هميشه دراز است

تا نفسي مي كشم ز سينه ي پر درد

چشم خدا بين من به روي تو باز است

 

مشیری

 


|+| نوشته شده توسط mostafa|

خدايا!

خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.
خسته ‏ام، پير شده‏ام، دل‏شكسته‏ام، نااميدم، ديگر آرزويي ندارم، احساس مي‏كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع مي‏كنم، و مي‏خواهم فقط با خداي خود تنها باشم.
خدايا! به سوي تو مي‏آيم، از عالم و عالميان مي‏گريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده.


|+| نوشته شده توسط mostafa|

یک دل تنها



     
 

یک دل تنها

 
 

دیگر این دل آن دلی نیست که در آرزوی یک یار با وفا باشد ،
 

 این دل از بی وفایی خود نیز بی وفا شده است....


دیگر این دل آن دلی نیست که در انتظار یک همزبان و همیار باشد ،


 

 
 
 
 

 

 این دل از تنهایی خرد خرد شده است....
 

دیگر این دل آن دلی نیست که کسی را دوست داشته باشد ،
 
 این دل از شکست و بی محبتی بی احساس شده است....
 
دیگر این دل آن دلی نیست که در تب و تاب یک لحظه عاشق شدن باشد
 
، بی قرار باشد ، چشم انتظار باشد ، این دل از انتظار خسته شده است....
 
دیگر این دل آن دل سرخ و با احساس نیست ، این دل احساساتش

 

همه سوخته شده است....
 

دیگر این دل آن دل پر غرور نیست ، این دل غرورش شکسته شده

 

است....
 

دیگر این دل هیچ همدل و عشقی را ندارد ، آری این دل اینک تنهای تنها

شده است....

 
 

 

 
 
 

 

 
 

|+| نوشته شده توسط mostafa|

سلام

رحلت رسول اكرم (ص)، شهادت امام حسن مجتبي (ع) و امام رضا (ع) را تسليت مي‌گوييم

کم کم منم باید از اینجا رخت ولباس و جمع کنم و برم. نوشته بود غریبه ای که بازم داره تنها میشه اما من میگه غریبه آشنایی که بازم باعث تنهایی من شد.

مهم نیست . خوشبختی شما ارزوزوی قلبی ماست حالا هر جوری میخواد باشه.

عجب آدمی هستم من... .

رفیقم میگفت تو همه رو خوب میبینی و من فکر میکردم همه خوبن اما حالا میفهمم درست فکر میکردم من بدم... .

خوب نخواستی چیکار کنم. اما خوب بود یه کلمه به من میگفتی تا دل مام شور نزنه. نفرت عجیبی از بعضی چیزا تو دلم گذاشتی. اما من هیچ وقت نگفتم عاشقتم اما دوست داشتم از عمق وجود. تنها خواهشم اینه که یه بار ببینمت و فقط امانتیت رو بهت بدم . هر چند که لابد از من بدت میاد اما ما دیگه نسبتی با هم نداریم اون پستی که اینجا گذاشتی هم میدونم که دروغ بود.

من حالا خودمم و خدای خودم.


|+| نوشته شده توسط mostafa|



.عشق يعني دستهايم ماله توست/ چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند/ عشق غير از تاولي پر درد نيست/ هركس اين تاول ندارد مرد نيست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست/.

.

+

=

Created By javacity.blogfa.com

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












Javacity